تحلیل کارکرد آموزش مبتنی بر پروژه در توسعه مهارتهای حل مسئله
هدف این مطالعه، تبیین نقش آموزش مبتنی بر پروژه در تقویت و توسعه مهارتهای حل مسئله دانشآموزان است. این پژوهش از نوع مروری کیفی و تحلیلی بوده و دادهها صرفاً از طریق مرور سیستماتیک ۱۵ مقاله علمی منتخب جمعآوری شدهاند. معیار انتخاب مقالات شامل ارتباط مستقیم با آموزش مبتنی بر پروژه، تمرکز بر مهارتهای حل مسئله و برخورداری از چارچوب نظری و روششناسی معتبر بود. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار NVivo نسخه 14 و به روش تحلیل محتوای کیفی انجام شد. فرآیند کدگذاری شامل سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود و تحلیل تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. نتایج نشان داد آموزش مبتنی بر پروژه نقش مهمی در توسعه مهارتهای حل مسئله دارد. این روش موجب تقویت تفکر تحلیلی، انتقادی و خلاق، ارتقای خودتنظیمی و انگیزش درونی، افزایش خودکارآمدی، بهبود عملکرد تحصیلی و توسعه مهارتهای زندگی دانشآموزان میشود. علاوه بر این، عوامل محیطی و نقش تسهیلگر معلم در اثربخشی این نوع آموزش بسیار مؤثر بودهاند. یافتهها همچنین نشان دادند که طراحی هدفمند پروژهها، فراهم کردن منابع متنوع، ایجاد محیط یادگیری حمایتی و بازخورد مستمر، کیفیت یادگیری و مهارت حل مسئله را بهطور قابل توجهی ارتقا میدهند. آموزش مبتنی بر پروژه بهعنوان رویکردی فعال، مشارکتی و کاربردی، ظرفیت بالایی برای تقویت مهارت حل مسئله دانشآموزان دارد و با فراهم کردن محیطهای یادگیری مناسب و حمایت تسهیلگرانه، میتواند نقش کلیدی در بهبود کیفیت آموزش و پرورش و آمادهسازی دانشآموزان برای مواجهه با چالشهای پیچیده داشته باشد.
تبیین عوامل مؤثر بر تعهد تحصیلی و پیامدهای آن برای ماندگاری یادگیری
هدف این مطالعه، تبیین عوامل مؤثر بر تعهد تحصیلی و تحلیل پیامدهای آن برای تقویت ماندگاری یادگیری در دانشآموزان است. این پژوهش یک مطالعه مروری کیفی است که بر اساس مرور نظاممند ۱۵ مقاله علمی معتبر انجام شد. دادهها صرفاً از منابع منتشرشده جمعآوری و با رویکرد تحلیل محتوای کیفی تحلیل شدند. فرایند تحلیل شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نرمافزار NVivo نسخه ۱۴ بود و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. یافتهها نشان میدهند که تعهد تحصیلی تحت تأثیر عوامل فردی شامل خودتنظیمی یادگیری، انگیزش درونی، خودکارآمدی و جهتگیری هدف، عوامل آموزشی و مدرسهای شامل کیفیت تعامل معلم–دانشآموز، روشهای تدریس فعال و ساختار محیط کلاس، و عوامل اجتماعی و خانوادگی شامل حمایت والدین، سرمایه اجتماعی و فرهنگ یادگیری خانواده قرار دارد. تعهد تحصیلی نیز موجب پایداری انگیزشی، یادگیری عمیق و معنادار، بهبود پیشرفت تحصیلی، خودراهبری یادگیری، کاهش افت تحصیلی و ارتقای سازگاری تحصیلی میشود. نتایج این پژوهش نشان میدهد که تقویت تعهد تحصیلی دانشآموزان میتواند موجب افزایش پایداری یادگیری و بهبود کیفیت یادگیری شود. ترکیب مداخلات فردی، مدرسهای و خانوادگی برای ارتقای تعهد تحصیلی توصیه میشود و یافتهها میتواند به سیاستگذاران و معلمان در طراحی برنامههای آموزشی و حمایت تحصیلی راهنمایی عملی ارائه دهد.
بررسی نقش آموزش خلاقیت در پرورش نوآوری تحصیلی دانشآموزان
هدف این پژوهش بررسی تأثیر آموزش خلاقیت بر پرورش نوآوری تحصیلی دانشآموزان و شناسایی عوامل شناختی، انگیزشی و نهادی مرتبط با آن بود. این مطالعه از نوع پژوهش مروری کیفی و تحلیلی بود. دادهها صرفاً از طریق مرور نظاممند ۱۵ مقاله علمی معتبر در حوزه آموزش خلاقیت و نوآوری تحصیلی جمعآوری شد. روش تحلیل دادهها مبتنی بر تحلیل مضمون و استفاده از نرمافزار NVivo نسخه ۱۴ بود و فرایند کدگذاری شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد تا مضامین اصلی و فرعی شناسایی و چارچوب مفهومی پژوهش تدوین گردد. نتایج نشان داد که آموزش خلاقیت از طریق رویکردهای مبتنی بر حل مسئله، پروژه، بازی و یادگیری اکتشافی، توانایی تفکر واگرا، کنجکاوی شناختی و مشارکت دانشآموزان را افزایش میدهد. ویژگیهای روانشناختی دانشآموز شامل انگیزش پیشرفت، خودکارآمدی، استقلال فکری، انعطافپذیری شناختی، ریسکپذیری و کنجکاوی نقش مهمی در پرورش نوآوری تحصیلی دارند. بستر مدرسهای نیز از طریق جو خلاق، فرهنگ مشارکتی، حمایت مدیریتی، انعطافپذیری برنامههای درسی و دسترسی به منابع یادگیری، زمینه رشد خلاقیت و نوآوری تحصیلی را فراهم میسازد. پیامدهای نوآوری تحصیلی شامل ارتقای عملکرد تحصیلی، رشد مهارتهای تفکر سطح بالا، مشارکت تحصیلی بیشتر، توسعه شایستگیهای قرن بیستویکم و تقویت هویت یادگیرنده نوآور بود. آموزش خلاقیت بهعنوان یک رویکرد آموزشی کلیدی، با تقویت تواناییهای شناختی، انگیزشی و محیطی دانشآموزان، نقش تعیینکنندهای در پرورش نوآوری تحصیلی ایفا میکند و میتواند راهنمایی عملی برای معلمان، مدیران آموزشی و سیاستگذاران برای بهبود کیفیت یادگیری و توسعه مهارتهای نوآورانه در مدارس فراهم نماید.
تحلیل تحول مفاهیم سواد در عصر دیجیتال و پیامدهای آن برای آموزش رسمی
هدف این مطالعه تحلیل تحول مفاهیم سواد در عصر دیجیتال و بررسی پیامدهای آن برای آموزش رسمی است. پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کیفی و مروری ـ تحلیلی است. دادهها از طریق مرور هدفمند 15 مقاله علمی معتبر جمعآوری شد و تحلیل آنها با استفاده از نرمافزار NVivo نسخه 14 و روش تحلیل مضمون انجام گرفت. فرآیند تحلیل شامل کدگذاری باز، استخراج مضامین فرعی و سپس مضامین اصلی بود و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. نتایج نشان داد که مفهوم سواد در عصر دیجیتال فراتر از مهارتهای خواندن و نوشتن سنتی است و شامل مجموعهای از شایستگیهای چندبعدی همچون سواد اطلاعاتی، سواد رسانهای، سواد فناورانه و توانمندیهای شناختی و فراشناختی میشود. این تحول بر آموزش رسمی اثرگذار است و موجب بازطراحی برنامههای درسی، تغییر نقش معلم، توسعه محیطهای یادگیری هوشمند و تحول روشهای تدریس و ارزشیابی شده است. همچنین، شکاف دیجیتال، مسائل هویتی و اخلاقی و فشار شناختی یادگیرندگان از مهمترین چالشهای مرتبط با سواد دیجیتال شناسایی شدند. یافتهها با مطالعات پیشین همسو است و ضرورت توجه به آموزش مهارتهای دیجیتال، تفکر انتقادی و شهروندی دیجیتال در آموزش رسمی را تأکید میکند. تحول مفهومی سواد در عصر دیجیتال نیازمند بازطراحی جامع نظام آموزشی، توانمندسازی معلمان و توسعه محیطهای یادگیری منعطف و دیجیتال است. توجه همزمان به ابعاد شناختی، اجتماعی و اخلاقی سواد دیجیتال میتواند فرصتهای یادگیری فعال، خلاق و مشارکتی را ارتقا دهد و نسل توانمند دیجیتال را پرورش دهد.
تبیین نقش آموزش تلفیقی در افزایش اثربخشی فرایندهای یاددهی–یادگیری
هدف این مطالعه، بررسی و تبیین نقش آموزش تلفیقی در ارتقای اثربخشی فرایندهای یاددهی–یادگیری در محیطهای آموزشی معاصر است. این پژوهش از نوع مطالعه مروری کیفی و تحلیلی است. دادهها صرفاً از طریق مرور نظاممند 15 مقاله علمی معتبر مرتبط با آموزش تلفیقی و اثربخشی یادگیری جمعآوری شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار NVivo نسخه 14 و با رویکرد تحلیل محتوای کیفی شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. فرایند تحلیل تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت تا مفاهیم، زیرمفاهیم و مقولههای اصلی استخراج و ساماندهی شوند. نتایج نشان داد که آموزش تلفیقی با ایجاد چارچوب یادگیری یکپارچه، تلفیق روشهای تدریس متنوع، ارتقای نقش فعال یادگیرنده و بازطراحی محیطهای آموزشی، موجب افزایش کیفیت یادگیری، تعمیق مفاهیم، توسعه مهارتهای تفکر انتقادی و تقویت انگیزش و مشارکت تحصیلی میشود. همچنین، این رویکرد توانمندسازی حرفهای معلمان، بهبود تعامل معلم–دانشآموز و ارتقای رضایت شغلی آنان را به دنبال دارد. در سطح نهادی، آموزش تلفیقی موجب ارتقای عدالت آموزشی، انعطافپذیری نظامهای آموزشی و بهرهوری منابع میشود و بستر لازم برای آمادگی و پاسخگویی به تحولات محیطی را فراهم میآورد. آموزش تلفیقی با بهرهگیری همزمان از مزایای آموزش حضوری و الکترونیکی، علاوه بر ارتقای اثربخشی فرایندهای یاددهی–یادگیری، میتواند پیامدهای مثبت سازمانی و نهادی نیز ایجاد کند. یافتههای این مطالعه میتواند به برنامهریزان، معلمان و سیاستگذاران آموزشی در طراحی محیطهای یادگیری منعطف، پویا و کارآمد کمک کند.
بررسی تعامل محیط یادگیری با سبکهای تدریس معلمان در ارتقای یادگیری عمیق
هدف این مطالعه، تبیین و تحلیل تعامل میان محیط یادگیری و سبکهای تدریس معلمان در ارتقای یادگیری عمیق دانشآموزان است. پژوهش: این پژوهش از نوع مروری کیفی و نظاممند است. دادهها از طریق مرور ۱۵ مقاله منتخب مرتبط با محیط یادگیری، سبکهای تدریس و یادگیری عمیق جمعآوری شد. انتخاب مقالات بهصورت هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار NVivo 14 و 15 و روش تحلیل مضمون (کدگذاری باز، محوری و انتخابی) صورت گرفت تا مضامین اصلی و روابط مفهومی میان محیط یادگیری و سبکهای تدریس استخراج شود. یافتهها نشان داد که محیطهای یادگیری حمایتگر، انعطافپذیر و تعاملی همراه با سبکهای تدریس فعال، تعاملی و دانشآموزمحور، موجب افزایش انگیزش درونی، مشارکت فعال، تفکر انتقادی و خودتنظیمی یادگیری دانشآموزان میشوند. این تعامل باعث ارتقای کیفیت یادگیری، بهبود عملکرد تحصیلی، توسعه مهارتهای قرن بیستویکم و تقویت هویت یادگیرنده و مسئولیتپذیری دانشآموزان میگردد. همچنین، استفاده هدفمند از فناوری آموزشی و منابع متنوع یادگیری، ظرفیت تعامل شناختی و تحقق یادگیری عمیق را افزایش میدهد. مطالعه حاضر نشان میدهد که تحقق یادگیری عمیق مستلزم تعامل پویا و همافزا میان محیط یادگیری و سبکهای تدریس معلمان است. نتایج میتواند راهنمای طراحی محیطهای آموزشی اثربخش، انتخاب و توسعه سبکهای تدریس مناسب و برنامهریزی حرفهای معلمان باشد و زمینه توسعه مهارتهای شناختی، اجتماعی و عاطفی دانشآموزان را فراهم کند.
تحلیل کارکرد آموزش فراشناخت در تقویت یادگیری خودراهبر دانشآموزان
هدف این مطالعه، بررسی و تحلیل نقش آموزش فراشناخت در تقویت یادگیری خودراهبر دانشآموزان و ارائه چارچوب مفهومی منسجم است. این پژوهش از نوع مروری کیفی با رویکرد تحلیل نظری است. دادهها صرفاً از طریق مرور نظاممند ادبیات علمی مرتبط گردآوری شد. تعداد ۱۵ مقاله منتخب بر اساس معیارهای ورود شامل ارتباط مستقیم با موضوع، چارچوب نظری روشن و اعتبار علمی بررسی شدند. فرایند تحلیل دادهها بهصورت کیفی و استقرایی، شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی با استفاده از نرمافزار NVivo نسخه ۱۴ انجام گرفت و تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل دادهها چهار مقوله اصلی را آشکار ساخت: توسعه خودتنظیمی شناختی، تقویت انگیزش درونی و مسئولیتپذیری یادگیرنده، ارتقای مهارتهای شناختی سطح بالا و توانمندسازی یادگیری خودراهبر. آموزش فراشناخت با افزایش آگاهی دانشآموز از فرایندهای شناختی، برنامهریزی و پایش فعالیتهای یادگیری، ارتقای مهارتهای حل مسئله و تصمیمگیری و تقویت انگیزش درونی و مسئولیتپذیری، موجب شکلگیری یادگیرندگان خودراهبر و مستقل میشود. این نتایج با مطالعات پیشین همسو بوده و نشان میدهد فراشناخت میتواند بهعنوان یک مؤلفه کلیدی در بهبود کیفیت یادگیری دانشآموزان و پرورش مهارتهای مادامالعمر مورد استفاده قرار گیرد. آموزش فراشناخت با تقویت ابعاد شناختی، انگیزشی و رفتاری دانشآموزان، نقش اساسی در ارتقای یادگیری خودراهبر ایفا میکند. این پژوهش بر اهمیت طراحی برنامههای آموزشی مبتنی بر فراشناخت و ارائه فرصتهای تمرینی برای مهارتهای خودمدیریتی و خودارزیابی تأکید دارد و میتواند مبنای علمی برای سیاستگذاریهای آموزشی و توسعه برنامههای درسی فعال و یادگیرندهمحور باشد.
تبیین نقش بازخورد آموزشی مؤثر در بهبود کیفیت یادگیری و انگیزش درونی
هدف این پژوهش تبیین نقش بازخورد آموزشی مؤثر در ارتقای کیفیت یادگیری و تقویت انگیزش درونی یادگیرندگان است. این مطالعه از نوع مروری کیفی با تحلیل محتوای نظری است. دادهها از مرور ۱۵ مقاله علمی منتخب که با معیارهای ورود شامل تمرکز بر بازخورد آموزشی، کیفیت یادگیری و انگیزش درونی و انتشار در مجلات معتبر تطابق داشتند، استخراج شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار NVivo نسخه ۱۴ انجام شد و فرایند کدگذاری شامل سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود تا مقولهها و زیرمقولههای کلیدی شناسایی و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. نتایج نشان داد که بازخورد آموزشی مؤثر با ویژگیهایی شامل شفافیت، زمانبندی مناسب، اختصاصیسازی، سازندگی، تعادل مثبت–انتقادی و قابلیت اقدامپذیری، موجب فعالسازی سازوکارهای شناختی شامل خودنظمدهی یادگیری، پردازش عمیق اطلاعات، افزایش توجه و تمرکز، اصلاح خطاهای یادگیری و توسعه فراشناخت میشود. همچنین، بازخورد مؤثر انگیزش درونی را با تقویت احساس شایستگی، افزایش خودمختاری، کاهش اضطراب تحصیلی، افزایش پشتکار و درگیری تحصیلی و شکلگیری نگرش مثبت به یادگیری بهبود میبخشد. عوامل زمینهای شامل رابطه معلم–یادگیرنده، جو عاطفی کلاس، شایستگی معلم، فرهنگ مدرسه و ساختار ارزشیابی آموزشی، اثربخشی بازخورد را تسهیل میکنند. بازخورد آموزشی مؤثر، ابزاری کلیدی برای ارتقای کیفیت یادگیری و انگیزش درونی یادگیرندگان است و با توجه به ویژگیهای ساختاری و زمینهای خود، میتواند فرایند یادگیری فعال و خودتنظیمی را تقویت کند. توجه به طراحی بازخورد هدفمند، شفاف و سازنده، و ایجاد محیط یادگیری حمایتی و انگیزشی، از توصیههای مهم عملی برای معلمان و سیاستگذاران آموزشی است.
دربارهی مجله
نشریه علمی ـ پژوهشی «یادگیری، تربیت و آموزش مدارس در هزاره سوم» یک نشریه بینالمللی با دسترسی آزاد است که با هدف توسعه دانش، پژوهش و نوآوری در تمامی حوزههای مرتبط با آموزش مدرسهای در قرن بیستویکم فعالیت میکند. این نشریه بستری علمی برای تبادل یافتههای پژوهشی، نظری و کاربردی میان پژوهشگران، معلمان، مدیران آموزشی، سیاستگذاران، برنامهریزان درسی و سایر فعالان عرصه تعلیم و تربیت فراهم میآورد.
این نشریه با تمرکز بر تحولات بنیادین در فرآیندهای یادگیری، آموزش و تربیت در پرتو پیشرفتهای فناورانه، تغییرات اجتماعی و فرهنگی، نیازهای نوظهور دانشآموزان و الزامات توسعه پایدار، به دنبال ارتقای کیفیت نظامهای آموزشی و بهبود اثربخشی مدارس در هزاره سوم است. نشریه از پژوهشهای بینرشتهای، مطالعات تطبیقی، تحقیقات نوآورانه و رویکردهای آیندهنگر در آموزش استقبال میکند و تلاش دارد پیوندی مؤثر میان نظریه و عمل آموزشی برقرار سازد.
نشریه «یادگیری، تربیت و آموزش مدارس در هزاره سوم» با بهرهگیری از فرآیند داوری دوسوکور (Double-Blind) و با مشارکت دو یا سه داور متخصص برای هر مقاله، استانداردهای بالای علمی، اخلاق پژوهشی و بیطرفی علمی را تضمین میکند و پذیرای آثار پژوهشی از تمامی کشورها و زمینههای علمی مرتبط است.
شماره کنونی
مقالات
-
تحلیل کارکرد بازخورد آموزشی مؤثر در ارتقای انگیزش درونی و بهبود کیفیت یادگیری دانشآموزان
پریسا موسوینژاد ; کیارش فلاحمهر * -
تحلیل نقش جو مدرسه در شکلدهی هویت تحصیلی و ارتقای تعهد آموزشی دانشآموزان
سیدمحمد موسویفر ; الهام رضوانیکیا * -
تبیین نقش یادگیری مشارکتی در توسعه مهارتهای اجتماعی و ارتقای پیشرفت تحصیلی دانشآموزان در محیطهای آموزشی معاصر
فاطمه رحیمیکیا ; حمیدرضا شمسنیا * ; سارا کریمیمقدم