بررسی تعامل محیط یادگیری با سبکهای تدریس معلمان در ارتقای یادگیری عمیق
کلمات کلیدی:
محیط یادگیری, سبکهای تدریس, یادگیری عمیق, مشارکت فعال, تحلیل کیفی, آموزش تعاملیچکیده
هدف این مطالعه، تبیین و تحلیل تعامل میان محیط یادگیری و سبکهای تدریس معلمان در ارتقای یادگیری عمیق دانشآموزان است. پژوهش: این پژوهش از نوع مروری کیفی و نظاممند است. دادهها از طریق مرور ۱۵ مقاله منتخب مرتبط با محیط یادگیری، سبکهای تدریس و یادگیری عمیق جمعآوری شد. انتخاب مقالات بهصورت هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار NVivo 14 و 15 و روش تحلیل مضمون (کدگذاری باز، محوری و انتخابی) صورت گرفت تا مضامین اصلی و روابط مفهومی میان محیط یادگیری و سبکهای تدریس استخراج شود. یافتهها نشان داد که محیطهای یادگیری حمایتگر، انعطافپذیر و تعاملی همراه با سبکهای تدریس فعال، تعاملی و دانشآموزمحور، موجب افزایش انگیزش درونی، مشارکت فعال، تفکر انتقادی و خودتنظیمی یادگیری دانشآموزان میشوند. این تعامل باعث ارتقای کیفیت یادگیری، بهبود عملکرد تحصیلی، توسعه مهارتهای قرن بیستویکم و تقویت هویت یادگیرنده و مسئولیتپذیری دانشآموزان میگردد. همچنین، استفاده هدفمند از فناوری آموزشی و منابع متنوع یادگیری، ظرفیت تعامل شناختی و تحقق یادگیری عمیق را افزایش میدهد. مطالعه حاضر نشان میدهد که تحقق یادگیری عمیق مستلزم تعامل پویا و همافزا میان محیط یادگیری و سبکهای تدریس معلمان است. نتایج میتواند راهنمای طراحی محیطهای آموزشی اثربخش، انتخاب و توسعه سبکهای تدریس مناسب و برنامهریزی حرفهای معلمان باشد و زمینه توسعه مهارتهای شناختی، اجتماعی و عاطفی دانشآموزان را فراهم کند.
دانلودها
مراجع
Ausubel, D. P. (2000). The acquisition and retention of knowledge: A cognitive view. Springer.
Barrett, P., Zhang, Y., Moffat, J., & Kobbacy, K. (2015). A holistic, multi-level analysis of the impact of classroom design on pupils’ learning. Building and Environment, 89, 118–133.
Biggs, J., & Tang, C. (2011). Teaching for quality learning at university (4th ed.). Open University Press.
Darling-Hammond, L., Flook, L., Cook-Harvey, C., Barron, B., & Osher, D. (2020). Implications for educational practice of the science of learning and development. Applied Developmental Science, 24(2), 97–140.
Entwistle, N., & Peterson, E. (2004). Learning styles and approaches to studying. In G. A. Straka (Ed.), Conceptions of self-directed learning. Waxmann.
Facione, P. A. (2013). Critical thinking: What it is and why it counts. Insight Assessment.
Fraser, B. J. (2012). Classroom learning environments. Routledge.
Fredricks, J. A., Blumenfeld, P. C., & Paris, A. H. (2004). School engagement: Potential of the concept. Review of Educational Research, 74(1), 59–109.
Grasha, A. F. (1996). Teaching with style. Alliance Publishers.
Hmelo-Silver, C. E. (2004). Problem-based learning. Educational Psychology Review, 16(3), 235–266.
Jonassen, D. H. (2011). Learning to solve problems. Routledge.
Marton, F., & Säljö, R. (2005). Approaches to learning. Educational Psychologist, 40(1), 39–58.
OECD. (2018). The future of education and skills: Education 2030. OECD Publishing.
OECD. (2019). Education at a glance 2019. OECD Publishing.
Oblinger, D. G. (2014). Learning spaces. EDUCAUSE.
